شیخ شنگر هوای خنجرن هومندو سکونش مرمرن
بازدیدکنندگان : 81100


آرشیو
موضوع بندی

مجموعه عظیم فوتوشاپ Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
شنبه 27 اسفند ماه سال 1384
سفری به زنگبار - جـمـبـو               بخش ( ۱ )

اشاره کوتاه به تاریخ زنگبار 

بخش ( ۱)   

تجارت  ـ اقوام  -  زبان

در اکثر  مباحث مربوط به فرهنگ و اداب ورسوم  مردم هرمزگان  و بطور کلی جنوب ایران  ؛  اشاره به حضور وتاثیر فرهنگ افریقای در این منطقه است و اینکه بخشی از هموطنان ساکن در جنوب ایران  از خوزستان گرفته تا چابهار ریشه قومی وتباری در افریقا دارند .

در همین رابطه  در بعضی از کتابهای  منتشر شده در باره جنوب ایران ؛ اشاره شده است . در ادامه همین مباحث و برای روشن شدن بیشتر قضیه ؛ نگاهی می کنیم به  تاریخچه زنگبار و  چگونگی ارتباط  این منطقه از افریقا با جنوب ایران .

 زنگبار  مجموعه جزیره است در شرق افریقا ودر نزدیکی ساحل تانگانیکا ( تانزانیا )  و از قدیم  مرکزی بود برای تجارت و دادوستد بین سرزمین اصلی افریقا با منطقه خلیج فارس و هند.

تجارت پر سود طلا ؛ عاج  ؛ ادویه  ؛ عنبر ؛ تخته و برده باعث گردید که تجار ایرانی و عرب ( عمانی ) راهی منطقه سواحل بخصوص زنگبار گردند .

یکی از حاکمان شیراز بنام علی بن سلطان الحسین در سال ۹۷۵ میلادی به همراه  خانواده  و حدود ۷۰۰ نفر از یارانش با چندین جهاز راهی افریقا گردیدند و در جزایر زنگبار استقرار یافتند. این گروه که بعدها به شیرازی معروف شدند به همراه اعراب عمانی تاثیر زیادی در شکل گیری مدنییت و تجارت در زنگبار داشتند.شیرازیها این سرزمین جدید را(  بر   ) یا ساحل زنگی نامیدن ( زنگی بر ) که بعدها به  زنگبار  .تغیر یافت.

 استادان ماهر  لنج سا ز در بندر لافت ( جزیره قشم )  و بندر کنگ  ؛ یا ساختن لنجهای  بزرگ  چند صد تنی به دریانوردان لافتی کنگی و سورویی ؛ امکان داد که در تجارت با زنگبار  و حمل کالا به بندر هرمز ( تیاب میناب )  نقش فعال داشته باشند .

بندر هرموز لنگرگاه  کشتی های بود که از سواحل هند و افریقا و حتی جزایر ملوک وچین   طلا  ؛ نقره ؛ ادویه ؛ عاج و ظروف چینی  با خود حمل می کردند.

بازرگانان عمانی که به دنبال امکانات تجاری ؛ بندری و بازارهای جدید برای کالاهای خود بودند با کمک دولت عمان در حدود سال ۱۰۰۰ میلادی بندرهرموز به تصرف خود در اوردند و به مرکزی برای فروش کالاهای وارداتی  از زنگبار کرده بودند .

بدین طریق سواحل ایران ؛ عمان و هند  عمده مر کزی بودند که با منطقه زنگبار رابطه تجاری فعالی داشتند .

 جهازهای عمانی و ایرانی به جز کالاهای مختلف بصورت محدود هم برده برای فروش و بعضا  کار روی  لنجها و بنادر  با خود می اوردند.

         زنگبار از سال  ۱۵۰۳ تا ۱۶۹۸ مستمعره پرتغال بود  انها از زنگبار برای تجارت و بعنوان بندر تدارکاتی برای ادامه مسافرت به هند ؛ چین و منطقه خلیج فارس استفاده می کردند.  پرتغالیها برای رسیدن به هرمز  سال ۱۵۰۶ از دریانوردان عرب در زنگبار که به مسیر دریای منطقه اشنا بودند استفاده کردند .

در سال ۱۶۹۸ سلطان عمان بنا به در خواست تجار عرب و سلطان زنگبار با اعزام نیروهای نظامی به زنگبار به سلطه پرتغالیها در منطقه سواحل  پایان داد .

در سال ۱۸۳۰ سلطان سعید بن سعید با تو جه به اهمیت زنگبار ؛ مرکز فدرت سیاسی خود از مسقط به زنگبار انتقال داد و خود را سلطان عمان و زنگبار نامید.

در سال ۱۸۹۰ نیروی دریای انگلیس  وارد زنگبار شد و به قدرت مطلق سیاسی و نظامی عمانیها خاتمه دادند .انگلیسها برای گرداندن  سیستم اداری  و نظامی     خود ؛ تعدادی زیادی هندی ؛ پارسی و بلوچ از مستعمره خود ( هند )  به زنگبار انتقال دادند  که هم اکنون بخشی از جمعیت چند نژادی زنگبار تشکیل می دهند .

   در سال ۱۹۶۳  حکومت بریتانیا بار دیگر قدرت به سلطان عرب  جزیره که دست نشانده خودشان بود دادند و زنگبار را مستقل اعلام نمودند .

                                    

                                                                                         یک خانواده عمانی در زنگبار  

 در سال ۱۹۶۴ حزب شیرازی و حزب افریقای  با هم متحد شده و تشکیل   حزب مشترکی دادند به اسم شیرازی افریقای این حزب جدید دارای گرایشات ناسیونالیسم افریقای و مارکسیتی بود. در همین سال اتحاد شیرازی و افریقای با انقلاب به سلطه اعراب خاتمه دادندو شیخ عبید کارمه بعد از ۵۰۰ سال اولین حاکم  افریقای تبار زنگبار گردید. در همین سال  با اتحاد بین زنگبار و تانگانیکا کشور جدیدی  بنام اتحاد جمهوری تانزانیا تشگیل گردید و جولیو نیرر ریس جمهور و شیخ کارمه بعنوان معاون ریس جمهور انتخاب گردید.

زنگباراز لحاظ داخلی کاملا مستقل می باشد و بصورت خود مختار اداره می گردد. و امور خارجی در دارسلام مرکز تانزانیا تصمیم گیری میشود.

از ترکیب قومی و نژادی ایرانیها و  بنتو افریقای در زنگبار گروه قومی جدیدی بو جود امده که به انها شیرازی می گویند و تمام کسانی که از این گروه هستند  نسب خودرا  به اولین مهاجران ایرانی  و علی بن سلطان بن حسین  نسبت می دهند  ( در سال ۹۷۵ از شیراز به رنگبار امدند ) .

سواحلی و سواحل ضمن اینکه به مناطق شرق افریقا وزبان رایج در این منطقه گفته می شود از   لحاظ قومی و ترکیب جمعیتی  بیشتر به کسانی گفته می شود که از ترکیب قومی ونژادی عربی و افریقای  بنتو   هستند. 

زبان سواحلی ترکیبی است از زبان مردم بومی منطقه بخصوص  بنتو   و تعداد زیادی کلمات عربی و فارسی قدیم    این زبان در شرق و تا حدودی مرکز افریقا بکار برده میشود.

در زبان سواحلی بعضی کلمات با بندری  خیلی نزدیک و هم معنی هستند مثل  :

کا کا = برادر     -     دادا=    خواهر         - بندری= بندری ( بندرگاه )-        سیفه=سیفه ( روغن کوسه )    - منشوه = منشوه (یک نوع قایق )     -    چنگو =چنگو ( یک نوع ماهی خوش مزه برای برشتن )   -   رفیقی = رفیق ِ دوست 

در اصطلاحات دریانوردی و لنج داری و مراسم زار کلمات مشترک بیشتری داریم.

چند کلمه  و جمله کوتاه به زبان سواحلی :

جمبو = سلام        - سننه= خوب   عالی  خیلی     -  کا کا میزی = دانشجو        -   حباری = چطوری ؟   -  مزاری سننه =خیلی خوب

کواری = خدا حافظ     -   بووانا =اقا -   جناب        اسنتی سننه = خیلی ممنو        -    جمبو بووانا = سلام اقا

ح کونا ما تا تا = اشکالی ندارد.  مشکلی نیست .خبر بدی نیست       - می می = من       - وی.وی = تو . شما

زیچی = قشنگ . زیبا

 

 بخش  ( ۲) موسیقی زنگباری و تاثیرات ان در منطقه

 


شنبه 13 اسفند ماه سال 1384
زبان کمزاری ( لارکی)

 

 

                                                              چاوتنی ؟

در نوشتهای  مختلف پیرامون زبانهای جنوب ایران همیشه  اشاره کوتاهی می شود به زبان کمزاری و اینکه ، در شمال کشور عمان در منطقه مسندام ( جنوب تنگه هرمز ) این زبان ، زبان رسمی  قبیله شیهو می باشد.

برت رام تو ماس  یکی از کا گزاران دولت انگلیس در خاور میانه که چند سالی هم در عمان ماموریت داشت در مسافرت خود به منطقه کمزار و خصب با زبان جدیدی اشنا گردید که هیچ شباهتی به  زبان عربی که زبان رایج در  عمان بود ، نداشت.

برت رام تو ماس ضمن تحقیق  خود متو حه گردید که عناصر زبانهای ایرانی دراین  زبان خیلی بیشتر است تا عنصرهای عربی ، این مسله برای او انقدر جالب بود که به مطالعه بیشتری پیرامون  زبان جدید پرداخت و به ابن نتیجه رسید که زبان مورد استفاده ساکنین کمزار و خصب و دبا ، یکی از شاخهای زبان ایرانی بوده و در گروه زبانهای جنوب غربی ایران جا دارد.

برت رام تو ماس در سال ۱۹۳۰ کتابی انتشار داد که در صفحه ۷۹۹ کتاب می گوید کمزاری لهجه ( زبان) یکی از قبایل عرب منطقه بنام شیهو می باشد .

  بعد از این تاریخ ما شاهد حضور  زبان کمزاری  در تمامی  نوشتهای مربوط به زبان شناسی منطقه هستیم . گر چه ما در استان هرمزگان این زبان را به عنوان زبان لارکی می شناسیم ولی هیچ نوشته کاملی در معرفی و فرم بندی این زبان نداشته ایم .

در مجموع حدود  ۱۰ هزار نفر در منطقه مسندام (عمان) و تمامی اهالی بومی جزیره لارک به این زبان تکلم می کنند . در لارک این زبان هنوز فرم اصلی خود حفظ نموده  ولی در کمزار ، خصب و دبا بعلت گستردگی استفاده از زبان عربی در ادارات ، مدارس و رادیو تلویزیون، نسل جوان بیشتر گرایش به زبان عربی پیدا نموده و در حال حاضر کلمات عربی حدود ۴۰ ٪ زبان کمزاری منطقه مسندام تشکیل می دهد ولی در جزیره لارک کلمات و عناصر ایرانی این زبان کماکان به همان شکل حفظ گردیده اند . بعد از انقلاب بعلت بعضی محدودیتها و فشارهای اجتماعی و فرهنگی ( اکثریت لارکیها پیرو اهل سنت هستند) تعداد زیادی از اهالی  لارک به امارات متحده عربی و عمان مهاجرت نموده اند ، اخرین باری که بالارکیهای مهاجر تماس داشتم، متاسفانه شاهد غلبه زبان عربی بر لارکی بودم!

    زبان لارکی با لهحه مینابی و بلوچی مکرانی کمی نقاط مشترک دارد و همینطور با زبان لارستانی، ولی گرایش اصلی این زبان به داخل ایران بخصوص به زبان لری و کردی بیشتر است و حتی بعضی کلمات به همان معنی و تلفظ بکار برده می شوند.

مانند / قززان= منجل=دیگ        - /خوو ا = نمک در زبان کردی

عناصر زبان فارسی  در لارکی زیاد یافت می شوند ولی بعضی کمی تعغیر شکل داده اند مانند   خانه = خانوغو   -  مرد = مردوکو 

چند جمله کوتاه به  زبان لارکی

  پ گییا تای ؟ = از کجا می ایبد ؟   کییا تو خوری ؟  چه می خورید ؟    بپ  تو گییا هه ؟ = پدرت کحاست

 م تو خاووم = من می خوابم        م  تو گوم = من می گویم           م تو خوروم = من می خورم

 خوابیدن،  گفتن و خوردن در بالا با پیشوند  تو و  پسوند  وم   تعغیر شکل داده اند .

زبان لارکی ( کمزاری) با بندری هرمزگان نقاط مشترک زیادی دارند و از هم تاثیر گرفته اند وبیشتر لارکیها ( لارک شهری* )بندری راحت می فهمند و گپ می زنند .

* لارک دو منطقه مسکونی دارد لارک شهری و لارک کوهی (چون قبلا در کوههای جنوب لارک زندگی می کردند ) این گروه به قسمت شمال غرب لارک به نام  مو  رانه  نقل مکان نمودن. زبان لارکی کوهی ، لارکی و عربی بدوی می باشد .

×برای اشنای با دستور زبان لارکی ( کمزاری ) اینجا کلیک کنید

   با امید به اینکه این مختصر نوشته بتواند گامی باشد برای تحقیقات کاملتر وعلمی تر   توسط دوستداران فرهنگ و  تاریخ استان  هرمزگان.

                                   چاوتنی ؟ = چطوری ؟   حالت چطوره ؟

                                                       *****************************

 

این نوشته خبر تولد نوزاد دیگری در خا نواده  بلاگهای هرمزگانی است ، با این امید که این کودک بتواند در کنار دیگر دادا و کا کا ون هرمزگانیش ( بلاگهای هرمزگانی ) ، راه و رسم زندگی انسانی و  وفادار ماندن به پدر و مادرش یاد بگیرد ، و دادا و کا کا ونش کمکش بکنند  تا این چولانگ گپ بشت  ، دومادش بکنیم و سر هیشش چمک بکنیم و نوه و نکیرش هم بگینیم .

تاریخ تولد: ۱۲/۱۲/۱۳۸۴

محل تولد : سورو قدیم

نام     :   سورو 

نام مادر : جرون 

نام پدر : هرمزگان     



طراح:سیاورشن

عناوین آخرین یادداشت ها

هرمزگانیها: