شیخ شنگر هوای خنجرن هومندو سکونش مرمرن
بازدیدکنندگان : 81096


آرشیو
موضوع بندی

خفن ترین جادوگر قرن Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
یکشنبه 26 خرداد ماه سال 1387
توقیف فله ای اجازه  فله ای

 

 

11”نشریه جدید به خانواده مطبوعات هرمزگان پیوستند

صبح ساحل، سیاسی‌ ـ نشریه جدید در استان هرمزگان شامل دو نشریه هفتگی، سه نشریه دو هفته نامه،سه ماهنامه و سه فصلنامه به خانواده مطبوعات هرمزگان پیوستند(روزنامه  صبح سا حل )

ظاهرا  این باید خبر خوشی باشد برای  مردم هرمزگان  که همیشه  از کمبود نشریات  استانی  گله داشته اند . اجازه  انتشار یکباره 11 نشریه  محلی ،    تا حدودی  ذهن مشکوک من مشکوکتر کرد،  دیده بودیم که  در جمهوری اسلامی به هزار بهانه   نشریات را  " فله ای " می بندند  ولی تا کنون    اجازه انتشار فله ای  ان هم به    نشریات محلی ! ان هم در استان هرمزگان  ! ندیده بودم  مگر چه نعغیر  و تحولی در استان  هرمزگان انجام گرفته که یکباره  به 11  نشریه محلی اجازه انتشار می دهند ؟    صبح ساحل در ادامه می نویسد  :

 

  به گزارش ایرنا مدیرکل فرهنگ وارشاداسلامی هرمزگان در مراسمی که باحضور اصحاب رسانه به همین مناسبت ترتیب یافته‌بود گفت:از سال ‪ 82تاکنون هیچ مجوزی برای استان هرمزگان صادر نشده بود و صدور یکباره ‪ 11مجوز،نشانه علاقه مندی جدی دولت به توسعه رسانه در کشور و بویژه در مناطق کمتر توسعه یافته می‌باشد. 
                                        


از سال  ۸۲  هیج مجوزی برای انتشار  نشریات در استان هرمزگان داده نشده  وحالا به یکباره  به ۱۱ نشریه  اجازه انتشار می دهند ،  تاکنون کسی به فکر  توسعه  رسانه در استان نبوده !؟ 

اما توسعه رسانه به چه منظور  ؟ درج چند خبر ان هم به نقل از خبرگزاری  رسمی دولتی ، درج سخنان استاندار ، فرماندار و فرماندهان نظامی، انتظامی  و امنیتی  ، چند خبر از حوادث ، و سخنان رهبران وسران حکومتی ؟

 

شما به همین خبر بالا  توجه کنید ، روزنامه صبح ساحل ، اخباری که مربوط به استان هرمزگان می باشد و توسط مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی هرمزگان،  در استان هرمزگان و در مراسمی که با  حضور اصحاب  رسانه ، مطرح شده  و به احتمال زیاد خبرنگار  صبح ساحل هم  دران حضور داشته ، به نقل از  خبرگزاری ایرنا  مطرح می کند !  مگر  نوشتن چند جمله از سخنان  مدیرکل استان و انتشار این خبر به نقل از خبرنگار  صبح ساحل چه اشکالی داشت ؟

این یک مثال ساده بود ، نشریات محلی ما فقط  نقش انتشار مجدد اخبار و حوادث و ان هم  به نقل از رسانه های دولتی و تهراننشین ،  به عهده دارند تا حضور مستقیم  و فعال در صحنه های مختلف ، انتشار مستقیم  خبرهای استان ، مشکلات استان ، بررسی و تحلیل رویدادهای استان ، ارتباط مستقیم  و دوجانبه با توده های مردم و انعکاس خواسته  ها و مشکلات انان ، نقش مستقیم در توسعه فرهنگی استان و .......

 انتشار ۱۱ نشریه جدید اگر در همین راستا باشد  و بخواهد در همین چهارچوب حرکت کند ؟ به جز یک تعغیر کمی  در بین نشریات هرمزگان  انتظار دیگری نباید داشت ! صبح ساحل به نقل از ایرنا   می نویسد :

 

در این برنامه نشریات جدید بدین شرح معرفی شدند:هفته‌نامه لاتیدان به‌صاحب امتیازی محمد ذاکری، هفته نامه بندر به صاحب امتیازی کامران حسین پور، دوهفته نامه‌های آوای خلیج‌فارس به صاحب امتیازی جعفر مرادی شهدادی، آفتاب جنوب به صاحب‌امتیازی حسین سالاری و شهروند هرمزگان به صاحب امتیازی محمد دهقانی.
همچنین ماهنامه‌های بهارک به صاحب امتیازی نوشین واحدی،فرهنگستان جنوب به صاحب‌امتیازی قاسم کرمی و نگاه‌روز به صاحب امتیازی محمدنعمتی از دیگر نشریات جدید این استان معرفی شدند.
فصلنامه‌های پژوهشهای‌دریایی به صاحب‌امتیازی دانشگاه‌هرمزگان،گلپنگ به صاحب امتیازی اداره کل فرهنگ و ارشاداسلامی و قلعه به صاحب امتیازی سهراب سعیدی نیز دیگر اعضای جدید خانواده مطبوعات هرمزگان معرفی شدند.
براساس‌این گزارش با احتساب‌این تعداد مجوز جدید،مجموع‌نشریات و ماهنامه‌های استان هرمزگان به ‪
 24عنوان رسید

 

 در بین اسامی  کسانی  که  صاحب امتیاز  نشریات بالا معرفی شده اند  ، چند نام  اشنا به چشم می خورد ، البته با قلم بعضی از انها نیز اشنا هستم ، نسل جوانی که می خواهند از سنگ ولاخ روزگار عبور کنند  و خارو خاشاک کنار زده و خود را به توده ها ی مردم برسانند  ، اما ایا چهارجوب موجود که از قبل برای انان تعین نموده اند  اجازه چنین کاری خواهد داد ؟ ایا بدون تعغیر و تحول از پائین امکان چنین حرکتی موجود می باشد ؟

اما نشریه شهروند هرمزگان به صاحب امتیازی  محمد دهقانی  ، مرا به یاد نشریه  شهروند در کانادا انداختهفته نامه فرهنگی، ادبی، سیاسی ، اجتماعی شهروند، تورنتو-کانادا-

که اطفاقا سردبیر ان اقای حسن زرهی می باشد که یک مینابی هرمزگانی است ، که سالها به عنوان یک روزنامه نگار موفق در کانادا فعلیت می کند . حال امیدوارم که شهروند هرمزگان محمد دهقانی +۱۰ نشریه جدید شهروندان هرمزگانی که تازه گی اجازه انتشار گرفته اند به اندازه یک شهروند حسن زرهی هرمزگانی ، بتوانند فعال باشند !

* برای خواندن مطلب کامل صبح ساحل در باره اجازه انتشار به ۱۱ نشریه در هرمزگان اینجا کلیک کنید


شنبه 18 خرداد ماه سال 1387
از کوزه همان برون طراوت که در اوست

 

                                                      

                                  غارت و چپاول  ثروتهای ملی

 

       در علم  اقتصاد از macroeconomics and microeconomics

  یعنی  اقتصاد کلان و خرد   صحبت می شود   ، در جمهوری اسلامی بر مبنی همین  تئوری  می توان  از  خرده دزدها ( دله دزد ها )   و کلان دزدها   ( اربابان قدرت و وابستگان انها )  صحبت  نمود ، دله  دزدها  یعنی انهای که از فقر  وبیچارگی برای سیر کردن شکمشان   ناخنکی به ثروتهای  دیگران  می زنند   و طبق  قانون قصاص  مملکت اسلامی  بعضی وقتها  همین ناخنک کوچک باعث از دست دادن دستشان  می گردد.

اما  کلان دزدان   که ما را از اتش ( نار جهنم )  می ترسانند  و از طرفی وعده بهشت برین با هور و پری  می دهند   ، خود  در همین  عالم برای اکثریت  جامعه چنان جهنمی بر پا نموده اند که دیگر کسی از جهنم اخرت خوفی نیست  ، اما کلان دزدان  منتظر بهشت اخرت نمانده در همین دنیا  با پول بیت المال ( پول من وشما )   چنان بهشتی برای خود ایجاد نموده که دیگر شوقی برای رفتن به  بهشت اخرت  ندارند.

متن زیر  از سایت؛ من وشما ؛  گرفته شده است ، منیع اصلی این متن، نوارتصویری است  از سخنرانی  عباس پالیزار ( یکی از مسئولین  قوه قضائیه )  که در دانشگاه  بوعلی  همدان  با حضور دانشجویان  انجام گرفته .   تقسیم ثروت ملی بین ایت الله  های مختلف  از جناح های  مختلف و وابستگان  انها  ، حتی  معدن گلک هرمز ( خاک سرخ ) هم در امان نمانده و زیر عبای یکی از اقایان     رفته است .   بالا گرفتن نارضایتی مردم از شرایط کنونی ( بخصوص گرانی ) ، باعث گشته که جناح های مختلف حکومتی سعی کنند گناه این نابسامانی ها را به گردن دیگری اندازند  و به افشاگری علیه هم بپردازند.  متن زیر خلاصه از نوار سخنرانی این مقام قضائی  می باشد .

       

                                            ******************

          افشاگری عباس پالیزاد در دانشگاه بوعلی

دبیر کمیته تحقیق و تفحص قوه قضائیه روز شنبه 14/2/87 در جمع دانشجویان همدانی دست به

افشاگری پشت پرده های مفاسد اقتصادی کشور زد.. این افشاگری ها که من از روی متن فیلم سخنرانی او استخراج کرده ام به این شرح است:

١- یکی ازآقایان علما آمد گفت یک پسرمعلول جسمی دارم و می خواهم یک موسسه توانبخشی بسازم که پسرم هم زیر نظر خودم باشد. ما هم موسسه را ثبت کردیم. بعد آمد گفت که اقا من ساپورت مالی می خواهم فلان معدن سنگ دهبید فارس را که بهترین معدن سنگ دنیاست به من بدهید. بعد از چند وقت گفت کم است معدن دیگری در زنجان را هم به من واگذار کنید و تا به حال این آقا چهار معدن را تصاحب کرده به بهانه ساپورت یک موسسه توانبخشی. در این زمان دانشجویان با اصرار خواستند که نام این شخص چیست. پالیزار گفت آیت الله امامی کاشانی (عضو شورای نگهبان و یکی از ٤ امام جمعه موقت اما پای ثابت تهران)

٢- آیت الله… آمدند نزد مقام رهبری گفتند که می خواهیم یک دانشگاه قضایی بسازیم برای خواهران در قم. مجوز داده شد. بلافاصله بعد از مجوز رفتند سراغ ساپورت مالی که بله کارخانه لاستیک دنا را مجوزش را بدهید . اقای نعمت زاده هم گفت کارخانه را در ازای 126 میلیارد به شما واگذار می کنیم. در حالی که قیمت واقعی ان 600 میلیارد بود. بعد این اقایان نامه نوشتند به نعمت زاده که تخفیف منظور فرمایید. بعد از بارها نامه نگاری برای گرفتن تخفیف، قیمت را از 600 میلیارد واقعی به 10 میلیارد رساندند. بازآقایان گفتند که ما پول نداریم. 80 درصدش را به اقساط می پردازیم. نعمت زاده قبول کرد. دوباره گفتند بیست درصد بقیه را هم الان نداریم بعد از فروش مستغلات کارخانه می پردازیم. خوب به همین راحتی اقای ایت الله کارخانه را صاحب شد و بعد از مدتی هم این کارخانه را در بورس فروخت.

(دوباره در پی اصرار دانشجویان که نام این آیت الله را میخواستند پالیزار گفت این شخص آیت الله یزدی رئیس سابق قوه قضاییه و دبیر جدید جامعه روحانیت حوزه علمیه قم است که چاپلوسانه ترین نامه تاریخ جمهوری اسلامی را اخیرا برای رهبر نوشت. او به همراه محمد علی شرعی نماینده مجلس خبرگان استان قم )

3ـ خوب مجددا آقای آیت الله یزدی نامه ای می نویسد برای آقای فروزش وزیر صنایع که پسرم حمید بیکار است. ترتیبی فرمایید از جنگل های شما در جهت صادرات چوب بهرمند شود. جالب است که حمید یزدی دراین زمان در قوه قضاییه مدیر کل بود. یعنی بی کار نبود. و به این صورت جنگل های شمال را به تاراج بردند. بعد رفتند مردم بومی شمال را که حالا شاید به اندازه هیزمشان چوب انبار کرده بودند بازداشت کردند که باعث شلوغی جلوی زندان در شمال شد.

4ـ کارخانه ایران خوردو بدون هیچ ضابطه ای به قضات قوه قضاییه ماشین پرشیا به نصف قیمت داد و بقیه اش را هم به اقساط که خیلی که ماشین به نامشان شد این قسط را هم نپرداختند. اما همین بذل و بخشش باعث شد صدای خیلی ها در بیاید. مثلا یکباره بنیادی به نام بنیاد نهج البلاغه آمد گفت که اقا ما هم 500 تا ماشین با این تسهیلات می خواهیم. حالا فکر می کنید چه کسانی هستند اعضای این بنیاد نهج البلاغه. آقای علی اکبر ناطق نوری. رفیق دوست. عسگر اولادی. حسین دین پرور. معزی

5ـ بعد از این ماجرا باشگاه پرسپولیس به سرپرستی عابدینی و بنیادی به نام همگرایی اندیشه هم صدایشان در آمد که آقا ما هم از این ماشین ها می خواهیم. لازم به گفتن است که بنیاد “همگرایی اندیشه” متعلق به حجت الاسلام( فلاحیان وزیر اسبق اطلاعات و ایت الله علم الهدی امام جمعه حجاب پرور مشهد است).

6ـ دوازده معدن بزرگ در خراسان متعلق به آیت الله واعظ طبسی است و پرونده المکاسب هم که مربوط به آقازاده واعظ طبسی است.

7ـ قاچاقچی بزرگ فرودگاه پیام که هزار و صد پرونده قاچاق کالا دارد اما هنوز موفق به بازداشتش نمی شدیم چرا که تحت الحمایه آقایی ناطق نوری بود.

8ـ در مورد قاچاق سیگار و اینکه اساسا تولید و قاچاق سیگار تولید توتون ایران را فلج کرده و کارگران این کارخانه ها را بیکار.

9ـ موضوع مهم دیگر که او اشاره کرد در مورد سقوط دو هواپیما و دلایلش بود. یکی شهید کاظمی و دیگری شهید دادمان. در مورد دادمان ماجرا عمدی بود. پرونده ای هزار صفحه ای این را می گوید. ( این که چه کسی در این ماجرا دست داشته حرفی نزد) اما در مورد سقوط هواپیمای شهید کاظمی (فرمانده سابق نیروی زمینی سپاه که حدود دو سال پیش هلیکوپترش در غرب ایران سقوط کرد) شهید کاظمی معدن خاک سرخ هرمز را که متعلق به آیت الله خزعلی بود را به علت تخلفات مسدود کرد. بعد از این ماجرا هواپیمایش سقوط کرد. البته صد در صد مشخص نیست که سقوط هواپیما عمدی بوده یا نه!

10ـ در مورد سلطان شکر و مافیای شکر باید بگویم که آنها حاضر بودند 700 میلیارد بدهند که پرونده را از زیر ضرب بیرون ببرند. در مافیای شکر “مدلل” کارگزار و داماد یکی از علمای اعلام(آیت الله مصباح یزدی و یا مکارم شیرازی) است.

11ـ یک سوم جزیره کیش- پارک جنگلی چیتگربه پرونده مفاسد اقتصادی خانواده هاشمی بر می گردد.

در حال حاضر پول هندوانه مصرفی استبل اسب های دختر هاشمی روزی 100 هزار تومان است. شرکت نفتی این خانواده به همراه عمه خانم یعنی خواهر هاشمی در کانادا را هم دیگر که قابل گفتن نیست.

پسر وسطی هاشمی به نام مهدی که در سازمان مدیریت بهینه سوخت مدیریت می کرد با استخدام زیباترین دختران از آنها سوء استفاده هایی می کرد که فیلم آن از اتاق او کشف شد.

 

http://www.archive.org/details/efshaghari

                                                    *************

  برای دیدن فیلم سخنرانی  روی ادرس بلا کلیک کنید:                                                

 ادرس سایت من وشما  :http://manshoma.wordpress.com/

 

 


   1      2    >>


طراح:سیاورشن

عناوین آخرین یادداشت ها

هرمزگانیها: